ساحل نیلگون
شگفتی های ايران - ۹

شهر افسانه ای

اینجا شهر افسانه ای کلوتهاست. شهری که رنگ زمینش سیاه است. شهری که شبیه ترین نقطه در کره زمین به کره ماه است. شهری که هیچ موجود زنده ای در آن زندگی نمیکند. بله هیچ موجود زنده ای حتی باکتری ها هم نمی توانند در این مکان زندگی کنند. برای اینکه اینجا گرمترین نقطه کره زمین است. دمای هوا در سایه به حدود ۷۰ درجه سانتی گراد می رسد. اینجا شهر کلوت ها است.گرمترين نقطه زمين در دل شهداد. در این مکان به علت گرمای شدید باکتری ها نمی توانند زندگی کنند تا اجساد را نابود نمایند. پيدا شدن لاشه سالم يک گاو مرده پس از چند سال اين ادعا را اثبات مي‌کند. گرماي قسمتي از شهداد را تا 100 درجه سانتي گراد تخمين مي‌زنند. نبايد بيشتر از ٧٠ثانيه طول بكشد. تنها اين زمان را فرصت‌ داري كه نگاه از افق بدزدي تا دچار مشكل نشوي. نگاهت اگر گره بخورد به افق، نيمكره چپ مغز به خواب مي‌رود. اين خواب آرام، رشته‌هاي عصبي را سست مي‌كند تا به اندازه‌اي كه احساس سقوط مي‌كني.

گرمترین نقطه زمین در شهر کلوتها در شهداد کرمان

بزرگترین شهر کلوخی جهان.. منطقه کلوتها از دور به خرابه‌های شهری بزرگ می ماند که توصیف‌های گوناگون از آن شده است نظیر: شهر خیالی و یا شهر لوت
مرتفع ترین هرمهای ماسه‌ای دنیا در لوت است. مرتفع ترین هرم‌های شناخته شده دنیا حداکثر 300 متر ارتفاع دارند (لیبی) اما در لوت ارتفاع برخی هرم‌ها گاه به 480 متر هم می رسد.

در اینجا باتلاقهایی از جنس شن وجود دارد که ده ها متر عمق دارد. مردم بومی به آن (دقه) میگویند. بارها پیش آمده که شتری در این دقه ها فرو رفته و ساربان چاره ای جز کشتن شتر نداشته است تا حیوان زجر نکشد.

اینجا دشت‌هایی از گدازه‌های بازالتی چاله چاله نظیر «گندم بریان» به چشم میخورد و به همین جهت نام دیگر این منطقه گندم بریان است.

گرمترین نقطه زمین در شهر کلوتها در شهداد کرمان

منطقه گندم بریان در دشت لوت که در ۸۰ کیلومتری شهداد و در شرق رود بیرجند قرار گرفته است منطقه ای با پوشش آتشفشانی است و همین پوشش سیاه آتشفشانی موجب بالا رفتن شدید گرما در این منطقه می شود. این منطقه همچنین پست ترین منطقه داخلی ایران نیز محسوب میشود و این موضوع نیز از دیگر دلایل گرمای شدید آن است. گندم بریان در منطقه ای به طول ۲۰۰ کیلومتر و عرض ۱۵۰ کیلومتر هیچ موجود زنده ای زندگی نمی کند و شرایط به گونه ای است که امکان زیست هیچ گیاه یا حیوانی وجود ندارد. به گونه ای که حیوانات مرده ای که توسط کامیون های عبوری در گندم بریان رها شده اند تجزیه نشده و نگندیده اند بلکه فقط در اثر حرارت خورشید خشک گردیده اند. علت آن است که در این منطقه حتی باکتری هم امکان حیات ندارد. در نزدیکی گندم بریان پدیده های طبیعی بسیار زیبایی از جمله کلوت های بیابان لوت قرار دارد. این کلوت ها رشته دالان های موازی هستند که بر اثر باران و باد شدید به مرور زمان ایجاد شده است کلوت پايتخت لوت است، شهداد شهد آتش. کلوت شاهکار معماري باد است و شهداد يک تنه براي آب کردن تمام يخهاي زمين کافي است

دکتر پرویز کردوانی بیابان شناس معروف ایرانی در گفت و گو باايرنا گفت:‌ ‌اين منطقه در دل دشت لوت در فاصله 50 كيلومتري شمال شهر شهداد و فاصله 15‌‌ ‌كيلومتري كلوت‌ها قرار دارد.‌
‌وي گفت: اين منطقه مسطح وسياه رنگ كه گدازه‌هاي آتشفشاني با اشكال بسيار زيبا بر روي آن جلب توجه مي‌كند، ‌باعث جذب بيش از حد معمول نور خورشيد و افزايش دما مي‌شود.‌

‌كردواني افزود: اين نقطه عجيب و ديدني از دشت " لوت " شهداد كه به تنهايي يك نقطه توريستي براي ‌منطقه و استان به شمار مي‌رود، كره ماه ايران لقب داده شده است.‌ ‌او گفت: در ايـن مـنـطـقـه هـيـچ مـوجـود زنـده‌اي بـه چشم نمي‌خورد و هيچ باكتري نيز يافت نمي‌شود.

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ٩ بهمن ،۱۳۸٦ - حسين صادقی
شگفتی های ايران - ۸

بزرگترین آب انبار جهان

برکه کل یا گنج البحر در شهرستان گراش در استان فارس از عجيب‌ترين، باشكوه ترين و از بزرگ‌ترين آب انبارهاي ساخته شده در جهان است. متاسفانه هيچ نشاني از كتبيه يا نوشته‌اي بر ساختمان اين بناي عجيب وجود ندارد و اگر در گذشته وجود داشته، اكنون به طور كامل نابوده شده است.

آب انبار گراش

بركه كل در محله‌ي مصلا واقع شده و به همت حاج اسد الله فرزند دهباشي كربلايي (عليرضا گراشي) و توسط استاد، حسن شيرازي ساخته شده است كه بنابر اقوال، تاريخ ساخت آن بعد از آب انبار كشكول، حدود سال (1290 ه.ق) بوده و سقف گنبدي شكل و عظيم آن، به علت نامشخصي پس از مدتي ريزش كرده است.

مخزن آن، همانند اكثر آب نبارهاي موجود، دايره‌اي شكل بوده و مصالح بكار رفته در آن از ساروج است و اين نكته قابل توجه است كه براي آسانتر شدن آب كشي از آن قطر ته آب انبار، به اندازه‌ي حدود يك متر بيشتر از قطر بالاي آن شده است ديوار بدنه (شاوره) كه بر روي كف درگاه‌هاي ورودي داراي قطر 1 متر و با افزايش ارتفاع و شروع قوس گنبد به 2 متر مي‌رسد همچنين طاق‌اي سردرها و دهنه‌هاي آب انبار كه به شكل تيزه‌دار هستند با مصالح سنگ و ملاط گچ ساخته شده است و فقط طاق‌هاي مجراهاي ورودي و خروجي آنكه مانند ديگر طاق‌ها تيزه‌دار است از سنگ و ملاط ساروج تشكيل شده است و سنگ پله‌هاي اين آب انبار، در قسمت شمالي بدنه قرار دارد.

اين بنا از تابستان (1380) از سوي ميراث فرهنگي كشور در شمار آثار ملي به ثبت رسيده است.

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٥ بهمن ،۱۳۸٦ - حسين صادقی
شگفتی های ايران - ۷

مدرسه اسرار آمیز

در خیابان چهار باغ اصفهان مجموعه ای وجود دارد به نام مدرسه چهار باغ یا مدرسه مادر شاه که در حال حاضر محل حوزه علمیه امام صادق(ع) می باشد.

این مدرسه به واسطه کاشی کاریهای بی همتایش نه تنها در جهان همانندی ندارد بلکه در میان بناهای تاریخی اصفهان نیز هیچ بنایی به واسطه تنوع در طرح و رنگ و صنعت به کار رفته در کاشی کاری به پای این مدرسه نمی رسد. هر چند هرچقدر از شکوه و عظمت و زیبایی این کاشی کاریها بگوییم بازهم کم گفته ایم اما در این مدرسه علاوه بر کاشی کاریهای بی نظیر آن چیزهایی دیگری نیز وجود دارد که هر بازدید کننده ای را در سرجای خود میخکوب می کند.

مدرسه چهار باغ

یکی از این موارد شبستان اسرارآمیز این مدرسه می باشد

این شبستان در قسمت انتهایی حیاط این مدرسه (جنوب شرقی) واقع شده است و دارای معماری پیچیده ای می باشد که موجب بروز پدیده های شگفت انگیز و اسرارآمیزی در این شبستان میشود

۱- بیسیم اسرارآمیز: اولین پدیده شگفت انگیز این شبستان را من بیسیم اسرار آمیز نامیده ام. به گونه ای که اگر شما در کنار یکی از ستونهای این شبستان بایستید و آهسته و خیلی آرام در کنار کنج ستون شروع به حرف زدن کنید ( اصطلاحا پچ پچ) نفر دیگری که سرش را در کنار ستون دیگری در چندمین متر آنطرف تر قرار داده است با وضوح و به طور کامل صدای شما را می شنود بدون این که کسی دیگر متوجه این صحبت شود.  میگویند طلبه ها هر وقت می خواهند تقلب کنند با همین روش در کنار این ستون ها پاسخ سوالها را ردوبدل می کنند. به همین جهت من به این پدیده شگفت انگیز بیسیم اسرار آمیز می گویم که ناشی از معماری پیچیده این بنا می باشد.

۲- دستگاه تغییر صدا: دومین پدیده شگفت انگیز این شبستان این است که اگر به کف زمین نگاه کنید متوجه می شوید که رنگ سنگفرشی که دقیقا در زیر مرکز گنبدهای متعدد این شبستان قرار گرفته با رنگ سنگفرش سایر نقاط شبستان تفاوت دارد. آری این یک علامت است. علامت پدیده ای اسرارآمیز. اگر دقیقا در زیر مرکز هر یک از گنبدها یعنی دقیقا روی قسمتی که سنگفرش زمین رنگش متفاوت است بایستید و شروع به صحبت کنید ناگهان به شدت متعجب خواهید شد چون صدای شما به طور کامل عوض شده و حالت بم به خود می گیرد و شگفت انگیزتر اینکه بقیه افراد این تغییر صدا را حس نمی کنند و فقط خود شما متوجه تغییر صدایتان می شوید. نکته اسرار آمیز تر این است که اگر دو نفر به فاصله مساوی از مرکز یک گنبد یعنی به فاصله مساوی از این قسمت رنگین قرار بگیرند و شروع به صحبت با یکدیگر نمایند صدای نفر مقابل خود را به همان صورت اسرارآمیز خواهند شنید بدون اینکه صدای خود شخص به گوشش اینگونه به نظر برسد.

مدرسه چهار باغ

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۱ بهمن ،۱۳۸٦ - حسين صادقی
شگفتی های ايران - ۶

عظیمترین عمیق ترین و اسرار آمیز ترین قنات جهان ...

قنات بزرگترين اقدام مربوط به تهيه آب در روزگار باستان می باشد. هرگاه سطح آب به زمين نزديک بوده، شيب آن هم کافي باشد، طول قنات از چند کيلومتر تجاوز نمي کند؛ ولي مسطح بودن زمين و شيب ملايم گاهي طول قنات را تا يک صد و بيست کيلومتر هم مي رساند. این قنوات يزد از فاصله های دور با تحمل مخارج گزاف به دست مي آيند. در بعضي از نقاط که سطح آب در عمق زيادي قرار دارد، چاهها مخصوصاً مادر چاه تا سيصد متر عمق دارند، مانند قنات گناباد. اين قنات همزمان با ورود آريائي ها حفر گرديده است. عمر قنات گناباد که مادرچاه آن 300 متر عمق دارد را 2500 سال برآورد کرده اند.

این قنات بزرگترین و قدیمیترین قنات جهان می باشد و حتی زلزله های بزرگ نیز تاکنون به آن آسیبی نرسانده و فقط برخی قنوات یزد به لحاظ مسافت از آن طولانی تر می باشند.

قنات قصبه گناباد بعنوان يكي از پديده هاي شگفت انگيز دست ساخته انسان در طول تاريخ و نمادي از هم نوايي بشر با طبيعت توجه بسياري از مورخان و پژوهشگران را به خود جلب كرده است . اين قنات از ميانه ارضي كوي شرقي گناباد از محلي معروف به    «  برج علي ضامن »  در داخل رسوب هاي ريزدانه آغاز شده و از هفت كانال متصل به هم شكل گرفته است . بر اساس آخرين مطالعات طول اين قنات 33113 متر و تعداد چاه هاي آن متجاوز از 470 حلقه و عمق مادر چاه آن نيز حدوداً 280 تا 300 متر است . ناصر خسرو قبادياني نخستين كسي است كه در سفر نامه اش به توصيف اين قنات پرداخته و عمق چاه آن را هفتصد گز و طول آن چهار فرسنگ ذكر نموده و آن را نيز به كيخسرو نسبت داده است . ظاهرا وي از كنار طولاني ترين رشته انشعابي اين قنات به نام دولاب نو عبور نموده است . فضاي داخلي قنات داراي كانالها و طونلها اعجاب انگيزي است كه با بررسي هاي انجام يافته بر روي آن حفره هايي مشخص شده است . ظاهرا اين قسمتها براي قرار دادن چراغ و پيه سوز و وسايل روشنايي به كار مي رفته است در حال حاضر ميزان آبدهي اين قنات 150 ليتر در ثانيه است . قطعه سفالهاي پراكنده در اطراف دهانه چاه حاكي از اين است كه رشته قصبه در واقع كانال اوليه اصلي قنات گناباد بوده كه در زمان هخامنشيان حفر شده و در پي آن رشته هاي ديگر در مواقع خشكسالي ايجاد شده است. 

با اين توصيف و با توجه به عمق چاهها و طول قنوات مي توان به مهارت و استادي ايرانيان چيره دست پي برد که چگونه از قرنها پيش قادر بودند به با وسايل خيل ساده و ابتدايي شيب آب زير زميني و طراز زمين را در عمق چند صد متري از زير زمين طوري حساب کنند که آب پس از طي کيلومترها در نقطه محاسبه شده به سطح زمين برسد و به قول مقني ها « آفتابي » شود. يعني از تاريکي خارج و در معرض آفتاب و روشنايي قرار گيرد.

شهرستان گناباد

براي آنکه عظمت کار ايرانيان قديم در امر آبياري و حفر قنوات معلوم گردد، همين قدر کافي است دانسته شود که انتشار کتاب "استخراج آبهاي پنهاني" تأليف کرجي که براي يکي از بزرگان گرگان و طبرستان به زبان عربي نوشته و خوشبختانه به فارسي ترجمه و چاپ شده است؛ آنچنان در ميان دانشمندان اروپا و آمريکا انعکاس وسيعي يافت که يکي از کارشناسان اين فن در يکي از مجلات مهم غربي نوشت:«علم هيدرولوژي در جستجوي پدر خود بود که ناگهان جد بزرگ خود را در ايران يافت».

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٢۸ دی ،۱۳۸٦ - حسين صادقی
شگفتی های ايران - ۵

جنگل دریایی یا دستگاه تصفیه آب شور

گونه حرا که نام علمی آن به حکیم و فیلسوف ایرانی ابو علی سینا (Avicennia Marina ) نسبت داده می شود ، درختانی در اندازه های 3 تا 6 متر با شاخ و برگ سبز روشن هستند.

جنگل حرا

حرا درختی است آب شورزی که هنگام مد آب دریا تا گلوگاه در آب فرو می رود. با خاصیت تصفیه ای که در پوست این درخت وجود دارد، بخش شیرین آب دریا را جذب و نمک آن را دفع می کند . درخت حرا در حقیقت یک کارخانه آب شیرین کن طبیعی و خدادادی است .
·در تنگه خوران ، بین جزیره قشم و بخشی از استان هرمزگان ( فاصله بین شمال جزیره قشم و بندر خمیر) جنگل دریایی حرا در گستره ای معادل 200 کیلومتر مربع پدید آمده که از تنوع زیستی بالایی برخوردار است .جنگل حرا به دلیل مساعد بودن شرایط اکولوژی ، زیستگاهی امن برای پرندگان مهاجر از مناطق گرمسیری است.
جنگل حرا
 
جنگل حرا يکي از شگفتي ها و زيبايي هاي طبيعت خليج فارس در منطقه جزيره قشم است که هر سال بسياري از جهانگردان و ايرانگردان را به خود جذب مي کند.
آب آرام و بي صدا در لابه لاي سرشاخه هاي هميشه بهار و سبز اين درختان آرميده است و تنها موجي که بر دل صاف و شفاف آب نقش مي بندد موجي است که از حرکت قايق روي آن نقش مي گيرد.
نکته شگفت انگيز اين درختان این است که بي نياز به آب شيرين روييده مي شود.
به اين گياه در بندرعباس حرا، در بلوچستان تمر و در بعضي از نقاط تول گفته مي شود. حرا گياهي از تيره شاپسند است. دانه آن روي درخت مادر مي رويد و نهال توليد مي کند.
سپس از درخت جدا مي شود و داخل مرداب مي افتد. جنگل حرا روي دريا و آب شور قرار دارد و اين سازش با آب شور و شرايط نامناسب از حرا يک درخت استثنايي ساخته است.
درختان حرا، در قسمتهاي کم عمق خورخوران کنار ورودي تپه هاي جزيره مانندي که هنگام پايين رفتن آب دريا از آب بيرون مي مانند قرار گرفته است. عمق آب اين مناطق از يک تا يک و نيم متر تجاوز نمي کند.
اين جنگل هنگام بالا آمدن آب دريا، در آبهاي نيلگون خليج فارس به طور کامل مدفون مي شوند و با فروکش کردن آب دريا در هنگام جزر دوباره سر از آب بيرون مي آورند و به مدت 6تا 7ساعت مانند جنگلهاي مناطق خشکي نمايان مي شوند.
رويشگاه جنگلهاي حرا در استان هرمزگان آخرين نواحي پراکنش اين درختان کمياب به ناحيه ساحلي شمال خليج فارس است و در مقياس جهاني آخرين محدوده پراکنش جهاني آنها در سواحل شمال غربي آسيا محسوب مي شود.
بسياري از گونه هاي آبزي و حيات وحش مستقيم و غيرمستقيم به حرا وابستگي دارند. اين جنگلها در پيرامون خود محيط مناسبي را براي رشد و پرورش ماهيان فراهم مي کنند.
اکوسيستم دريايي حرا به دليل استفاده انسان و سوخت و تغذيه دام ، بسيار حائز اهميت است. در گذشته استفاده از چوب درختان حرا براي سوخت رواج بسياري داشته است.
اما در حال حاضر تنها از برگ درختان حرا براي تعليف دام و گلهاي آن براي تهيه عسل و زنبورداري استفاده مي شود. در ضمن به واسطه غناي محيط آبي رويشگاه ، گرايش بسياري در استفاده از عرصه اين جنگل براي آبزي پروري به خصوص احداث استخرهاي پرورش ميگو ديده مي شود.
اين جنگلها به زيستگاه بسيار مناسبي براي پرندگان مهاجر در فصول سرد تبديل شده اند. در ساير فصول نيز که پرندگان بومي محل مناسبي براي ادامه حيات نمي يابند، به اين جنگلها پناه مي آورند. غير از پرندگان آبزي ، آبچر و مهاجر، خزندگان ، ماهي ها و حتي برخي از بندپايان و دو کفه اي ها نيز در ميان اين جنگلها ديده مي شود.
لاک پشت هاي سبز و عقابي و مارهاي دريايي سمي از جمله جانداران ويژه اکوسيستم جنگلهاي حراي ايران هستند. حواصيل بزرگ هندي ، حواصيل سبز و خاکستري ، فلامينگو، پليکان ، انواع سليم ، عقاب ماهيگير، کفچه نوک کاکايي و انواع ديگري از پرندگان در اکوسيستم هاي حراي ايران زيست مي کنند.
آب در طول شبانه روز در اين جنگل 2بار عقب نشيني مي کند و 2بار پيشروي. اين عمل مداوم شرايط زيستي ويژه اي به اين جنگل دريايي مي بخشد. جوامع جنگلي حرا در طول ميليون ها سال موفق شده اند تا سازگاري اعجاب انگيزي با آب شور دريا و سواحل جزرومدي پيدا کنند.
اين گياهان نمي توانند دماي کمتر از 5درجه سانتي گراد را تحمل کنند، ضمن اين که شوري بين 20تا 32در هزار براي رشد آنها مناسب است. اين گياه يکي از مقاومترين گونه ها محسوب مي شود که با حداقل نيازهاي خاص گياهان ، در سواحل و امتداد کوهها توسعه مي يابد.
گياه حرا با ويژگي هاي خاص خود جنگلهاي انبوهي را در مناطق استوايي تشکيل داده است و به دليل نادر بودن اين گونه ، جنگلهاي حرا از جذابيت هاي فوق العاده گردشگري به شمار مي رود.
جزيره قشم که به جزيره اکوتوريسم در دنيا شهرت يافته داراي تنوع اقليمي بسيار است. مسوولان جزيره قشم با ايجاد تسهيلاتي براي جهانگردان آنها را به ديدن طبيعت سبز و زيباي جنگل حرا فرا مي خوانند.
قشم با آب و هواي استوايي در نيمه دوم سال پذيراي گردشگران داخلي و خارجي است و علاوه بر بازار آزاد تجاري ، جاذبه هاي طبيعي و اکوتوريستي اين جزيره سفري پر خاطره را براي مسافران فراهم مي کند.

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢٧ دی ،۱۳۸٦ - حسين صادقی
شگفتی های ايران - ۴

چشمه ای از جنس گل

چشمه ها و تپه های گل فشان از عجیب ترین و نادرترین پدیده های جهان است که نمونه آن فقط در ایران و  سیاره مریخ دیده شده است و در هیچ کجای دیگر همانندی ندارد.

گل فشان

در این چشمه ها به جای آب حبابهایی از جنس گل از زمین خارج می شود و جالب است بدانید که طبق نظر برخی کارشناسان با جذر و مد دریا هم در ارتباط هست هرچند هنوز کاملا به اسرار این پدیده شگفت انگیز کسی آگاه نیست

درباره تپه های گل فشان بدانید که این تپه ها با پرتاب حباب های گل و لای از ژرفای زمین، چشم بیننده را خیره می کنند، مردم محلی از این گل و لای برای درمان بیماری ها بویژه بیماری های پوستی استفاده می کنند.

گل فشان

این گل فشانها در استان سیستان و بلوچستان و در اطراف چابهار وجود دارندبرای دیدن تپه های گل فشان باید به دو دشت کهیه و تنگ بروید. سه تپه گل فشان در فاصله دو دشت کهیه و تنگ در 20کیلومتری روستای کهیه و در مسیر جاده تنگ گالک در شمال غربی شهرستان چابهار قرار گرفته و میانگین ارتفاع آنها بین 10 تا۳۰متر است. از این تپه ها هر 30 تا 36 ثانیه یک بار گل و لای فشرده به همراه گاز خارج می شود.

گل فشان

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢٦ دی ،۱۳۸٦ - حسين صادقی
شگفتی های ايران - ۳

خانه هایی به شکل کندوی زنبور عسل

کندوان روستایی است در استان آذربایجان شرقی، دارای جاذبه‌های گردشگری که به دلیل شکل خانه‌های آن که به مانند کندوی عسل در دل کوه کنده شده اند و به همین جهت به آن روستای کندوان می گویند.

روستای کندوان

عسل از مهم‌ترین سوغات این روستا است.

کندوان یکی از سه روستای صخره‌ای جهان است که این موجب جذابیت بی‌نظیر آن شده است. معماری روستای کندوان و جاری بودن زندگی مردم در قالب بافت قدیمی‌ آن یک استثنا در دنیا به حساب می‌آید. چرا که دیگر در ترکیه و آمریکا کسی در کاپادوکیه و داکوتا زندگی نمی‌کند. کندوان روستایی است بنا شده در صخره و تنها سازه این دهکده را سنگ‌ها تشکیل می‌دهند. خانه‌ها هرمی ‌شکل هستند و برای دام‌ها نیز حفره‌هایی در سنگ‌ها بنا شده است.

کندوان منطقه‌ای ییلاقی از رشته کوه‌های سهند است که مراتع سرسبزش عشایر زیادی را به آن جا می‌کشاند. چشمه آب معدنی کندوان نیز یکی از جاذبه‌های این روستای ۶ هزار ساله محسوب می‌شود. آب این چشمه با کمترین درصد سنگینی برای درمان بیماری‌های کلیوی بسیار مفید است.

پرفسور «دیوید رول» باستان‌شناس مشهور انگلیسی در سفر به ایران و کشف نخستین مسیر پستی دنیا، قدمت کندوان در این مسیر را یکی از استنادات خود برای نظریه فرود آدم یکجانشینی بشر غار نشین و زندگی اجتماعی انسان‌ها قرار داده است.

روستای کندوان

کندوان، جهان بيمانندی است که در آن، نشانی از مال من و مال تو و ... ديده‌نمی‌شود. در کندوان، آدمی سرپناه و زیستگاه خود را، با بهره‌گیری از داده‌های طبیعت و در دل آن ساخته‌است؛ بی‌آنکه سیمای طبیعت را، برای رسیدن به خواسته خود، دگرگون یا ویران کند.
 در کندوان، طبیعت بستر شکل‌گیری بافت زیستگاه را، ازپیش در برابر آدمی نهاده‌است؛ و آدمی، هشیارانه این پیشکش را گرامی داشته و چیدمان خانه‌ها را، همخوان با طبیعت پیش روی خود، با زیبایی و کارآیی درخور، سازمان‌داده‌است. کالبد ازپیش آماده سنگی، هر‌آنجا که بایسته است، با پلهای چوبی و دیواره‌های آجری، کامل‌شده‌است و اتاقها، از درون با راهروهایی که در سنگ کنده‌شده، به‌هم راه‌می‌یابند.
با گذر زمان، شماری از مردمان کندوان، برای دستيابی به يک زندگی آسوده‌تر، خانه‌های کنده‌شده را رهاکرده و در پايين کوه، خانه‌هايی به‌شيوه روستاهای ديگر ساخته‌اند. اما خوشبختانه، بسياری از خانه‌های ديرينه روستا، هنوز زيستگاهی زنده و پرجنب‌جوش هستند؛ و اين ويژگی يکه‌ای است که کندوان را، از انگشت‌شمار جاهای همانند آن در اين جهان، جدا و در ميان آنها برجسته می‌سازد. نوشته و عکس، تنها گوشه‌هايی از زيبايی آموزنده کندوان را می‌تواند پيش رو گذارد. اما برای دريافت همه‌سويه معماری بی‌معمار کندوان، ديدن آن بايسته است.

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢٦ دی ،۱۳۸٦ - حسين صادقی
شگفتی های ايران - ۲

بزرگترین قلعه جهان

ايران كشوري است با فرهنگ و معماري كهن كه از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب با نمادهايي از مقاومت و پايداري پوشيده شده است؛ چرا كه به علت موقعيت سوق‌الجيشي و منابع بي‌شمارش در هر دوره از تاريخ مورد هجوم عده‌اي از متجاوزان بوده است.

قلعه فومن

از اين‌رو در بسياري از نقاط ايران دژها و برج‌و باروهاي بلند و مستحكمي براي جلوگيري از حمله دشمنان و همچنين نگهباني از مرزها ساخته شده است.
يكي از بزرگترين دژهاي آجري ايران دژ «رودخان» است كه از ميان تمامي قلعه‌ها و دژهاي باقي‌مانده از دوران كهن، قدمت بيشتري دارد.
اين بناي تاريخي در فاصله 20‌كيلومتري جنوب‌غربي شهرستان فومن در قسمتي از ارتفاعات پوشيده از درخت‌هاي سرسبز قرار دارد. اين بنا كه بزرگترين و كهن‌ترين دژ آجري ايران است، مدت‌ها مركز استقرار و حكمراني فرمانروايان گيلان بوده است. بر اساس تحقيقات به عمل آمده بناي اين قلعه به دوره ساسانيان؛ يعني قبل از اسلام بر‌مي‌گردد و اين قدمت بسيار زياد باعث شده است كه برخي از محققان اين اثر معماري را يكي از كهن‌ترين دژهاي ساخت دست بشر بدانند.
پس از ساخت اين دژ باگذشت زمان، آثار تخريب و فرسودگي در آن ظاهرشد؛ اما در قرن‌5 و6‌هجري قمري و در زمان حكومت سلجوقيان تجديد بنا شد و در زمان اسماعيليان اين قلعه از پايگاه‌هاي مبارزاتي اسماعيليان به شمار مي‌رفته است.
براي نخستين بار در سال 1830‌ميلادي «الكساندرشودزكو»محقق لهستاني‌الاصل هنگام تحقيق در گيلان متوجه اين قلعه شد و در يادداشت‌هاي خود موقعيت اين بنا را ثبت كرده است. وي درباره قلعه رودخان مي‌نويسد: دژي است در بالاي كوهي در قسمت علياي رود‌خانه‌اي به همين نام، بام آن سنگي است طرفين ورودي داراي دو برج دفاعي مستحكم است و بر روي كتيبه ورودي‌ سر‌در آن حك شده است كه اين قلعه براي نخستين بار در سال 918 تا 921‌ه.ق براي سلطان حسام‌الدين ‌اميردباج‌بن امير علاءالدين اسحاقي تجديد بنا شد. درحال حاضر اين كتيبه در موزه رشت نگهداري مي‌شود.
سلاطين اسحاقي كه از سال550 تا 1002‌ه.ق بر گيلان غربي حكومت داشته‌اند، از اين قلعه به علت موقعيت مناسب و سوق‌الجيشي و شرايط اقليمي خاص، استفاده‌هاي فراوان برده‌اند و بارها توسط آنان بازسازي شده و مهم‌ترين مركز دفاعي آنها به شمار مي‌رفته است.
مصالح به كار رفته در قلعه رودخان از سنگ و آجر است. در جدار خارجي‌ اين قلعه، سنگ و در جداره داخلي آن آجر و ملات ساروج به كار رفته است. مساحت داخلي قلعه بالغ بر پنج هكتار است كه شرق قلعه به‌نام شاه‌نشين و غرب آن با نام آسايشگاه افسران شناخته مي‌شود. اختلاف ارتفاع بالاترين نقطه (شاه‌نشين) و پايين‌ترين نقطه (در ورودي) حدود 110‌متر است. اين قلعه 65 برج و بارو و ديواري به طول 1500‌متر دارد.
براي رسيدن به قلعه پس از عبور از شهر فومن، روستاهاي گشت، كرد‌محله، گشت‌رودخان، سياه‌كش، سيد‌آباد و قلعه رودخان در جاده‌اي كه نيمي از آن آسفالت و نيمي‌ ديگر خاكي است، بايد طي‌مسير كرد و به روستاي حيدرآلات كه جاده‌اي اتومبيل‌رو به آن ختم مي‌شود، رسيد. از اينجا تا قلعه را بايد پاي پياده كه حدود 5‌كيلومتر است، طي‌كرد. زمان لازم براي طي كردن اين مسير با پاي پياده حدود يك‌ساعت‌ونيم است كه متراژي از آن را از طريق 1000 پله احداث شده، بايد طي كرد تا به قلعه رسيد.
برخي از ساكنان منطقه به اين شايعه باور دارند كه اين قلعه را «جن‌ها» بنا كرده‌اند. آنها در باور ‌خود اظهار مي‌دارند هيچ بنايي كه توسط آدميزاد بنا شده باشد، نمي‌تواند اينقدر دوام بياورد. از روستاي قلعه رودخان تا دژ رودخان طبيعت بسيار زيبا و چشم‌اندازهاي بي‌نظيري وجود دارد كه هر بيننده‌اي را مسحور خود مي‌كنند. در مسير صعود به قلعه، درختاني با قدمت طولاني به سوي آسمان قد علم كرده و نور از لابه‌لاي شاخه‌هاي اين درختان به پايين مي‌ريزد. در سمت راست قلعه، رودخانه‌اي به همين نام قرار دارد كه از ارتفاعات سرچشمه گرفته و آب آن از جنوب به شمال در جريان است.
در ساخت ديوارهاي خارجي و بناهاي حاشيه قلعه از پستي‌و بلندي كوه استفاده شده و وسعت آن حاكي از اهميت قلعه است. ورودي قلعه از سمت شمال است كه بعد از هشتي وارد محوطه قلعه مي‌شوند. در اطراف قلعه، قراولخانه و دوارك وجود داشته است. ارگ اصلي در منتهي‌اليه ضلع غربي قلعه قرار دارد و قراولخانه‌ها با نورگيرها و روزنه‌هاي متعدد بر محيط اطراف مسلط‌اند.
گفته مي‌شود قلعه در دوطبقه طراحي شده؛ اما اكنون چيزي از طبقات زيرزميني موجود نيست. اين قلعه از دو بخش ارگ (محل زندگي شاه) قورخانه (محل فعاليتهاي نظامي و زندگي سربازان) تشكيل شده بود؛ اما شرايط اقليمي و رطوبت بسيار زياد كه در رويش گياهان خودرو و درختان تنومند چند صدساله موثر بوده است، عامل اصلي در تخريب اين بنا به شمار مي‌رود. قراولخانه‌ها و قسمت‌هاي مختلف قلعه در قشري از خزه‌ها و پيچك‌ها پنهان شده و در‌حال ‌حاضر به‌جز شاه‌نشين (ارگ) آن در حال خرابي و نابودي است.
مشاهده اين قلعه هر بيننده‌اي را به حيرت وامي‌دارد تا آنجا كه از خود خواهد پرسيد چگونه سازندگان آن توانسته‌اند مصالح موردنياز را از راه كوهستان صعب‌العبور تا پاي كار در بلنداي كوه برسانند‌؛ آن هم در چندين قرن گذشته و با امكانات محدود آن زمان و چگونه توانسته‌اند دژي اين‌گونه رفيع و مستحكم در ارتفاعي دور از دسترس بنا كنند؟
به‌ هرحال از چند سال قبل اقداماتي در جهت مرمت و بازسازي قلعه صورت گرفته كه از جمله اين اقدامات مي‌توان به پاك‌سازي و علف‌زدايي از محوطه اثر، تهيه مدارك فني مربوط به بخشهاي مياني، تجهيز‌‌‌ ‌‌كارگاه و حفاظت‌هاي اضطراري و موضعي، مرمت قسمتي از برج ورودي و ضلع‌شمالي، ترميم سقف قسمتهاي مياني، رطوبت‌زدايي ازبنا، ساخت در‌ها و پنجره‌هاي چوبي، نصب تاسيسات برقي، بندكشي فضاهاي داخلي و نصب تابلوهاي راهنما شامل ويژگي و تاريخچه بنا و موقعيت آن نام برد.
اگر مي‌خواهيد از مناظر طبيعي و هنرمندي اجداد خود در صدها سال پيش لذت ببريد و از پيشرفت علمي و دفاعي آنان بهره‌مند شويد، بازديد از اين دژ تاريخي و كهن را – آن هم سر حوصله – به شما پيشنهاد مي‌‌كنيم.  

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢٦ دی ،۱۳۸٦ - حسين صادقی
شگفتی های ایران - ۱

کهنسالترین موجود زنده جهان

سرو ابرکوه

سرو (نگین سبز) چهار هزار و پانصد ساله ابرکوه، با گذشت 1,642,500 روز از عمر خود، سرسبز و شاداب در پهنای کویر یزد در شهرستان ابرکوه مقاوم و استوار است و جهانیان را شگفت‌زده کرده است. دانشمندان و کارشناسان داخلی و خارجی، از این درخت به عنوان کهنسال‌ترین درخت جهان یاد می‌کنند و می‌گویند: دیدن این درخت برای هر کسی جالب و شگفت‌آور است.
اخیرا دانشمندانی از ژاپن و روسیه از این درخت دیدن کردند و عمرش را تا هشت هزار سال برآورد کرده‌اند. پیشتر «الکساندر روف» دانشمند روسی، عمر آن را به 4000 تا 4500 سال برآورد کرده بود. «حمدالله مستوفی» هم در کتاب«نزهت القلوب» که به سال 740 هجری قمری تالیف شده است، درباره این سرو آورده است: در آنجا سروی است که در جهان شهرتی عظیم دارد چنانچه سرو کشمیر و بلخ، شهرتی داشته و اکنون این از آن بلندتر و بزرگتر است.
برخی مورخین معتقدند: نهال این درخت را «یافث» پسر نوح کاشته است.

رئیس اداره محیط زیست ابرکوه هم گفت: این درخت به عنوان یک اثر طبیعی در سال 1382 به تصویب شورای عالی حفاظت محیط زیست کشور رسیده است.
رئیس اداره میراث فرهنگی و گردشگری ابرکوه هم از درخت سرو به عنوان یکی از عجایب خلقت یاد کرد و افزود: این درخت خاطرات زیادی را در لابلای شناسنامه چندین هزارساله‌اش به یادگار دارد.
وی ارتفاع این درخت را 25 متر، دور تنه آن را 5/11 متر و محیط آن را 18 متر اعلام کرده‌اند.
وی درخت سرو ابرکوه را از نوع سروهای مدیترانه‌ای دانست و گفت: این گیاه بزرگترین درخت موجود زنده روی زمین است.

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢٤ دی ،۱۳۸٦ - حسين صادقی
شروع

به نام خدا

سلام و درود به همه ایرانیان سرافراز ...

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٢٥ آذر ،۱۳۸٦ - حسين صادقی